ehsanjafary.com

سندرم ایمپاستر چیست؟

چگونه حس بی‌کفایتی شغلی را از بین ببریم؟

توسط احسان جعفری 9 شهریور 1405 یادگیری و مهارت‌های ذهنی زمان مطالعه : 6 دقیقه امتیاز مقاله : 0
سندرم ایمپاستر چیست؟

سندرم ایمپاستر چیست و چگونه حس بی‌کفایتی شغلی را از بین ببریم؟

مقدمه

فهرست سریع:

تصور کنید بعد از ماه‌ها تلاش و شب‌بیداری، پروژه‌ی بسیار مهمی را در محل کار با موفقیت به پایان رسانده‌اید. مدیر شرکت شما را صدا می‌زند، تشویقتان می‌کند و حتی به شما پاداش می‌دهد. همکارانتان به شما تبریک می‌گویند. اما در همان لحظه، صدایی در پسِ ذهن شما بیدار می‌شود و آرام در گوشتان زمزمه می‌کند: «تو که خودت می‌دانی هیچ کارِ خاصی نکردی! این فقط یک شانسِ بزرگ بود. به زودی همه می‌فهمند که تو اصلاً آدم باسوادی نیستی و دستت رو می‌شود!»

این صدای آزاردهنده و ترسناک که نمی‌گذارد از موفقیت‌هایتان لذت ببرید، در دنیای روانشناسی یک نامِ مشخص دارد: «سندرم ایمپاستر». بسیاری از افرادِ فوق‌العاده بااستعداد، به خاطر همین احساسِ درونی، سال‌ها از گرفتنِ ارتقای شغلی، شروعِ یک کار جدید یا حتی شرکت در مصاحبه‌های استخدامی فرار می‌کنند. در این مقاله می‌خواهیم خیلی ساده و خودمانی، یقه‌ی این صدایِ دروغگو را بگیریم و یاد بگیریم چطور از این زندانِ ذهنی آزاد شویم و خودِ واقعیِ قدرتمندمان را باور کنیم.


سندرم ایمپاستر دقیقاً یعنی چه؟ (احساسِ کلاه‌بردار بودن!)

کلمه‌ی "Imposter" در زبان انگلیسی به معنی «کلاه‌بردار، شیاد یا کسی که خودش را به جای شخصِ دیگری جا می‌زند» است.

سندرم ایمپاستر به زبانِ خیلی ساده یعنی: شما با وجود داشتنِ مدرک، مهارت و موفقیت‌های زیاد، در درونتان احساس می‌کنید یک فریب‌کار هستید! شما دائماً فکر می‌کنید که موفقیت‌هایتان ربطی به زحمات و استعدادهایتان ندارد. با خودتان می‌گویید: «حتماً سوالاتِ امتحان خیلی راحت بوده»، «حتماً مدیرمان آدم سخت‌گیری نیست»، یا «فقط در زمانِ درست، در جای درست بودم و شانس آوردم».

فردی که دچار این مشکل است، همیشه با یک ترسِ پنهان زندگی می‌کند؛ ترسی از اینکه روزی نقاب از چهره‌اش بیفتد و بقیه متوجه شوند که او اصلاً آنقدرها هم که فکر می‌کردند، آدمِ باهوش و کاربلدی نیست. این موضوع یک بیماریِ روانی یا دیوانگی نیست؛ بلکه یک «خطای فکری» بسیار رایج است که خیلی از ما در طول زندگی آن را تجربه می‌کنیم.

📚 پیشنهاد ویژه مطالعه: خیلی وقت‌ها این احساساتِ منفی باعث می‌شوند در محیط کار منزوی شویم و از درخواست حقِ خودمان بترسیم. پیشنهاد می‌کنیم مقاله چطور خجالت را کنار بگذاریم و جسور باشیم؟ را در سایت مطالعه کنید.


۵ نشانه‌ی خاموش که می‌گویند شما درگیر این سندرم هستید

شاید الان با خودتان بگویید: «نه، من که کلاه‌بردار نیستم، فقط آدمِ متواضع و فروتنی هستم!» مرزِ بین تواضع و سندرم ایمپاستر بسیار باریک است. اگر این ۵ نشانه را در خودتان می‌بینید، یعنی زنگ خطر به صدا درآمده است:

۱. فرار از شنیدنِ تعریف و تمجید: وقتی کسی به شما می‌گوید "چقدر لباست قشنگ است" یا "چقدر کارت را خوب انجام دادی"، بلافاصله جواب می‌دهید: "نه بابا، این لباس قدیمی است!" یا "کارِ خاصی نبود، هر کسی می‌توانست انجامش دهد." شما اصلاً نمی‌توانید یک تشکرِ ساده را بپذیرید.

۲. تلاشِ بیش از حد تا مرز نابودی: شما برای انجام یک کارِ ساده که دو ساعت زمان می‌برد، ده ساعت وقت می‌گذارید. چرا؟ چون می‌ترسید اگر کار را کاملاً بی‌نقص تحویل ندهید، بقیه بفهمند که شما سوادِ کافی ندارید. این تلاشِ افراطی به شدت شما را فرسوده می‌کند.

۳. ترسِ فلج‌کننده از شکست: برای شما اشتباه کردن معادلِ مرگ است. اگر در کاری شکست بخورید، آن را به حسابِ کمبودِ مهارتِ خودتان می‌گذارید و می‌گویید: "دیدی گفتم من برای این کار ساخته نشده‌ام!"

۴. پایین آوردنِ ارزشِ کارها: حتی وقتی سخت‌ترین گره‌های شرکت را باز می‌کنید، به خودتان می‌گویید: "اینکه کاری نداشت، یک چیزِ خیلی ساده بود." شما هرگز برای خودتان دست نمی‌زنید.

۵. از دست دادن فرصت‌ها: شما برای یک شغلِ جدید رزومه نمی‌فرستید، چون با اینکه ۸۰ درصدِ شرایط را دارید، با خودتان می‌گویید: "من که آن ۲۰ درصدِ باقیمانده را بلد نیستم، پس حتماً آبرویم می‌رود و رد می‌شوم."

📚 پیشنهاد ویژه مطالعه: اگر این فشارِ دائمی برای بی‌نقص بودن دارد سلامتیِ جسم و روانِ شما را به خطر می‌اندازد، حتماً مقاله استرس شغلی را چطور مدیریت کنیم تا سکته نکنیم؟ را مطالعه کنید.


چرا آدم‌های موفق و باهوش بیشتر احساس بی‌کفایتی می‌کنند؟

یک حقیقتِ بسیار جالب و البته خنده‌دار در دنیای روانشناسی وجود دارد: آدم‌های احمق همیشه به خودشان مطمئن هستند، اما آدم‌های باهوش همیشه به خودشان شک دارند!

چرا این اتفاق می‌افتد؟ وقتی شما در یک زمینه مهارت پیدا می‌کنید و مطالعه می‌کنید، تازه متوجه می‌شوید که دنیای علم چقدر بزرگ است و شما چقدر چیزهای زیادی را «نمی‌دانید». شما مدام خودتان را با افرادِ بسیار بزرگ مقایسه می‌کنید و به این نتیجه می‌رسید که سوادِ کافی ندارید.

در مقابل، کسی که هیچ‌چیز نمی‌داند، متوجهِ وسعتِ نادانیِ خودش نیست؛ او دو مقاله می‌خواند و فکر می‌کند پادشاهِ آن رشته است! پس اگر گاهی احساس بی‌کفایتی می‌کنید، خوشحال باشید؛ این نشان می‌دهد که شما انسانِ باهوش و باسوادی هستید که هنوز میل به یادگیری دارید.

📚 پیشنهاد ویژه مطالعه: اگر سال‌هاست در یک جایگاه ثابت مانده‌اید و به خاطرِ همین ترسِ درونی جراتِ درخواستِ ترفیع ندارید، مقاله چرا ارتقا شغلی نمی‌گیرم؟ (۵ دلیل پنهان که باعث درجا زدن شما شده است) را از دست ندهید.


راهکارهای عملی برای درمان سندرم ایمپاستر

خلاص شدن از شرِ این صدای منفیِ درون، با خواندنِ یک جمله انگیزشی اتفاق نمی‌افتد. شما باید ساختارِ ذهنیِ خود را با چند تکنیکِ عملی و روزمره تغییر دهید:

۱. تکنیک مستندسازی (ساختنِ صندوقچه‌ی افتخارات)

وقتی مغزِ شما به شما دروغ می‌گوید که «تو هیچ دستاوردی نداری»، شما باید با سند و مدرک دهانِ او را ببندید! یک پوشه در کامپیوتر یا یک دفترچه‌ی فیزیکی بردارید و نام آن را «صندوقچه‌ی افتخارات» بگذارید. هر بار که مدیرتان ایمیلِ تشکرآمیزی زد، مشتری از کارتان تعریف کرد، یا پروژه‌ای را با موفقیت تمام کردید، آن را در این دفترچه ثبت کنید. در روزهایی که احساسِ بی‌کفایتی مثل یک طوفان به شما حمله می‌کند، این دفترچه را باز کنید و بخوانید. واقعیت‌های مکتوب، همیشه بر احساساتِ دروغین پیروز می‌شوند.

۲. خداحافظی با کمال‌گراییِ سمی

کمال‌گرایی برادر دوقلوی سندرم ایمپاستر است! شما به این دلیل احساسِ بی‌کفایتی می‌کنید که فکر می‌کنید باید همیشه ۱۰۰ از ۱۰۰ باشید. باید بپذیرید که اشتباه کردن، نشانه‌ی بی‌سوادی نیست؛ بلکه نشانه‌ی این است که شما دارید یک کارِ جدید و سخت را امتحان می‌کنید. به خودتان اجازه دهید که بعضی وقت‌ها یک کارمندِ با نمره‌ی ۷۰ باشید.

📚 پیشنهاد ویژه مطالعه: برای اینکه از شرِ این وسواسِ مخرب خلاص شوید و کارهایتان را با آرامش پیش ببرید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله جامعِ کمال‌گرایی سمی؛ دشمن شماره یک موفقیت شما را مطالعه کنید.

۳. حرف زدن درباره‌ی آن با بقیه (شکستنِ طلسمِ سکوت)

بزرگترین قدرتِ سندرم ایمپاستر در این است که شما فکر می‌کنید "فقط شما این‌طور هستید!" شما از ترسِ اینکه بقیه مسخره‌تان کنند، این حس را در دلتان نگه می‌دارید. اما اگر جرات کنید و با یک همکارِ مورد اعتماد یا یک دوست بنشینید و بگویید: "می‌دانی، من بعضی وقت‌ها حس می‌کنم اصلاً در حدِ این شغل نیستم"، با کمالِ تعجب می‌بینید که او هم به شما می‌گوید: "شوخی می‌کنی؟ من هم دقیقاً همین حس را دارم!" وقتی می‌فهمیم بقیه‌ی آدم‌ها هم مثل ما پر از ترس و شک هستند، حبابِ این سندرم می‌ترکد و آرامشِ عجیبی به ما دست می‌دهد.

۴. تفکیکِ «احساس» از «واقعیت»

شما باید یاد بگیرید که هر احساسی که دارید، لزوماً درست نیست. اگر امروز احساسِ بی‌مصرف بودن می‌کنید، به این معنی نیست که شما واقعاً آدمِ بی‌مصرفی هستید؛ این فقط یک احساسِ زودگذر است. از خودتان بپرسید: "چه شواهدِ واقعی برای اثباتِ این حس وجود دارد؟" وقتی می‌بینید که در ده سالِ گذشته همیشه از پسِ کارها برآمده‌اید، متوجه می‌شوید که این حس فقط یک توهمِ ذهنی است.

📚 پیشنهاد ویژه مطالعه: برای ساختنِ یک پایه‌ی قوی در درونتان و از بین بردنِ ترس‌های پنهان، خواندن مقاله راهکارهای افزایش اعتماد به نفس در ۳۰ روز (برنامه عملی) می‌تواند شروعِ بسیار خوبی باشد.


وقتی این احساس به نفعِ ما کار می‌کند! (نیمه‌ی پر لیوان)

آیا باید به طور کامل این حس را نابود کنیم؟ پاسخ منفی است. مقدارِ بسیار کمی از این سندرم (اگر از کنترل خارج نشود)، در واقع شبیهِ یک سیستمِ هشداردهنده در ماشینِ شما کار می‌کند.

این شک و تردیدِ کوچک باعث می‌شود که شما هرگز مغرور نشوید، همیشه قبل از ارائه‌ی یک گزارش آن را دو بار چک کنید و همیشه به دنبال یادگیریِ چیزهای جدید باشید. کسانی که به طورِ کامل خودشیفته هستند و فکر می‌کنند هیچ نقصی ندارند، معمولاً مرتکبِ بزرگترین اشتباهاتِ کاری می‌شوند. پس به جای اینکه با این صدا بجنگید، از آن تشکر کنید که شما را دقیق نگه داشته، اما فرمانِ زندگی را از دستِ او بگیرید و خودتان رانندگی کنید!


نتیجه‌گیری

شما یک کلاه‌بردار نیستید! شما فقط یک انسانِ تلاشگر هستید که در دنیایِ پر از رقابتِ امروز، سعی می‌کند بهترین نسخه‌ی خودش باشد. موفقیت‌های شما حاصلِ شانس، اشتباهِ مدیران یا دل‌سوزیِ دیگران نبوده است؛ آن‌ها نتیجه‌ی شب‌بیداری‌ها، استرس‌ها و مهارت‌هایی است که با سختی به دست آورده‌اید. دفعه‌ی بعد که این صدای مزاحم خواست لذتِ پیروزی را از شما بگیرد، یک لیوان چای برای خودتان بریزید، در آینه به خودتان نگاه کنید و با صدای بلند بگویید: «من شایسته‌ی این جایگاه هستم و برای رسیدن به آن زحمت کشیده‌ام.» وقتِ آن رسیده که قدرِ خودتان را بدانید.

📋 ۳ کاری که همین امروز باید انجام دهید (اقدامک‌های عملی):
۱. همین امروز یک دفترچه کوچک (یا یک نوت در گوشی) به نامِ "افتخارات من" بسازید و ۳ مورد از بزرگترین موفقیت‌های زندگی‌تان (حتی کارهای ساده مثل گرفتن گواهینامه یا یک نمره‌ی خوب) را در آن بنویسید.
۲. اگر امروز کسی از شما تعریف کرد (در هر موردی)، به هیچ‌وجه بهانه نیاورید. فقط لبخند بزنید و بگویید: "خیلی ممنون، لطف داری."
۳. ترسناک‌ترین کاری که به خاطر حسِ بی‌کفایتی ماه‌هاست آن را عقب انداخته‌اید (مثل درخواست حقوق بیشتر یا ارسالِ یک رزومه) را پیدا کنید و امروز فقط قدمِ اولِ آن را انجام دهید.

بسیاری از ما با وجودِ داشتن تخصص‌ها و ایده‌های درخشان، به دلیلِ ترسِ درونی و حسِ بی‌کفایتی، فرصت‌های طلایی شغلی و مالیِ زندگی‌مان را یکی پس از دیگری می‌سوزانیم و خودمان را در سطحِ پایین نگه می‌داریم. بررسیِ موانع ذهنی و پیدا کردنِ ریشه‌ی این ترس‌ها با همراهیِ یک مربی و فردِ باتجربه، می‌تواند طلسمِ درجا زدنِ شما را بشکند و شما را در مسیرِ سریعِ پیشرفت قرار دهد.

درخواست یک جلسه هم‌فکری و بررسی مسیر کاری


❓ پرسش‌های متداول (FAQ)

۱. آیا سندرم ایمپاستر فقط در محیط کار اتفاق می‌افتد؟ خیر، این حس می‌تواند در هر نقشی از زندگی سراغ شما بیاید. مثلاً ممکن است شما پدر یا مادر فوق‌العاده‌ای باشید اما مدام حس کنید که والدِ بدی هستید و به زودی بچه‌هایتان آسیب می‌بینند. یا در روابط دوستانه حس کنید به اندازه‌ی کافی برای دوستانتان خوب نیستید.

۲. چرا وقتی وارد یک شغل جدید می‌شوم این احساس به شدت زیاد می‌شود؟ این کاملاً طبیعی است! وقتی وارد محیط جدیدی می‌شوید، هیچ تجربه‌ای ندارید و مغز احساسِ ناامنی می‌کند. در ماه‌های اولِ یک شغل جدید، مغز سعی می‌کند با این پیام که «تو بلد نیستی و اخراج می‌شوی»، شما را وادار به احتیاط کند. معمولاً بعد از شش ماه، این صدای مزاحم خودبه‌خود ضعیف می‌شود.

۳. تفاوتِ سندرم ایمپاستر با کمبود اعتمادبه‌نفس چیست؟ کمبود اعتمادبه‌نفس یعنی شما اصلاً جرات نمی‌کنید کاری را شروع کنید. اما کسی که سندرم ایمپاستر دارد، کارها را انجام می‌دهد، موفق هم می‌شود، اما در نهایت آن موفقیت را به خودش نسبت نمی‌دهد! یعنی فردِ ایمپاستر رزومه‌ی بسیار خوبی دارد، اما در درونش همیشه مضطرب است.

شما امتیاز از ۵ را ثبت کرده‌اید.

اشتراک‌گذاری این مقاله

آخرین مقالات

چگونه درخواست افزایش حقوق بدهیم بدون اینکه مدیرمان را عصبانی کنیم؟

چگونه درخواست افزایش حقوق بدهیم بدون اینکه مدیرمان را عصبانی کنیم؟

مطالعه
سوالات متداول مصاحبه استخدامی کدامند؟

سوالات متداول مصاحبه استخدامی کدامند؟

مطالعه
چرا هزینه‌ها همیشه با افزایش حقوق بالا می‌روند؟

چرا هزینه‌ها همیشه با افزایش حقوق بالا می‌روند؟

مطالعه
فریلنسری چیست؟

فریلنسری چیست؟

مطالعه
تله موش مالی چیست؟

تله موش مالی چیست؟

مطالعه

دیدگاه و نظرات (0)

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!