ehsanjafary.com

چطور قیمت بدهیم که مشتری فرار نکند؟

آیا وقتی قیمت را می‌گویید، مشتری غیبش می‌زند؟

توسط احسان جعفری | 13 دی 1404 | تکنیک‌های فروش و مذاکره | زمان مطالعه : 8 دقیقه
چطور قیمت بدهیم که مشتری فرار نکند؟

چطور قیمت بدهیم که مشتری فرار نکند؟ (تکنیک‌های روانشناسی اعلام قیمت)


مقدمه: لحظه انفجار بمب!

همه چیز عالی پیش رفته است. شما با مشتری گرم گرفته‌اید، نیازهایش را کشف کرده‌اید و او عاشق محصول شما شده است. اما ناگهان... مشتری می‌پرسد: «خب، قیمت نهاییش چقدره؟» شما قیمت را می‌گویید. سکوت سنگینی حاکم می‌شود. لبخند مشتری محو می‌شود و می‌گوید: «اوه! فکر نمی‌کردم اینقدر گرون باشه. حالا خبر میدم.» و تمام! مشتری رفت که رفت.

به این لحظه می‌گویند «شوک برچسب قیمت» (Sticker Shock). آیا مشتری پول نداشت؟ در ۹۰٪ مواقع خیر! مشتری پول دارد، اما شما قیمت را طوری اعلام کردید که "درد پرداخت" (Pain of Paying) در مغز او فعال شد.

احسان جعفری، استراتژیست فروش و بیزنس کوچ، معتقد است:

«قیمت، یک عدد ریاضی نیست؛ یک "احساس" است. ۱۰ میلیون تومان برای یک گوشی موبایل "ارزان" است، اما برای یک ساندویچ "گران" است. هنر فروشنده این است که قبل از گفتن عدد، "کفه ترازو ارزش" را آنقدر سنگین کند که وقتی قیمت را گفت، مشتری احساس کند سود کرده است. اگر مشتری فرار می‌کند، یعنی شما قیمت را "لخت و عور" وسط انداخته‌اید!»

در این مقاله، ما ۵ تکنیک جراحی‌شده و دقیق را یاد می‌گیریم تا قیمت را طوری بسته‌بندی کنید که مشتری نه تنها فرار نکند، بلکه تشکر کند.


۱. تکنیک ساندویچ قیمت (The Price Sandwich)

این قدیمی‌ترین اما موثرترین تکنیک فروش در دنیاست. ذهن انسان اگر یک عدد بزرگ را به تنهایی بشنود، گارد می‌گیرد.

  • روش غلط: مشتری: قیمت چنده؟ فروشنده: ۵۰ میلیون تومان. (بمب درد!)

  • روش صحیح (ساندویچ): شما باید قیمت (گوشت تلخ) را بین دو لایه از ارزش و منفعت (نان خوشمزه) پنهان کنید.

  1. لایه نان اول (یادآوری ارزش): «ببینید، با توجه به اینکه این پکیج شامل پشتیبانی یک ساله و ضمانت بازگشت وجه هست...»
  2. لایه گوشت (قیمت): «سرمایه‌گذاری شما برای کل این خدمات فقط ۵۰ میلیون تومانه...»
  3. لایه نان دوم (منفعت نهایی): «که باعث میشه خیالتون تا یک سال از بابت تعمیرات راحت باشه.»

وقتی قیمت را اینطور می‌گویید، مغز مشتری روی "خیال راحت" و "پشتیبانی" تمرکز می‌کند، نه روی عدد ۵۰ میلیون. این یکی از اصول پایه‌ای است که در مقاله چگونه هر چیزی را به هر کسی بفروشیم هم به آن اشاره کردیم.


۲. تکنیک لنگر انداختن (Anchoring)

آیا می‌دانید چرا استیو جابس وقتی می‌خواست قیمت آیپد (۴۹۹ دلار) را اعلام کند، اول روی صفحه نوشت ۹۹۹ دلار؟ چون ذهن ما قیمت‌ها را "نسبی" می‌سنجد. هیچ چیزی ذاتاً گران یا ارزان نیست.

اگر شما بگویید: «قیمت این دوره ۵ میلیون تومان است»، مشتری می‌گوید: «اوه، گرونه». اما اگر بگویید: «ببینید، ارزش واقعی این اطلاعات اگر بخواهید جداگانه یاد بگیرید، بالای ۵۰ میلیون تومان هزینه دارد. حتی رقبای ما این سرویس را ۲۰ میلیون می‌دهند. اما ما برای مدت محدود، این پکیج را فقط ۵ میلیون تومان ارائه می‌دهیم.»

در این حالت، ۵ میلیون تومان در مقایسه با ۵۰ میلیون و ۲۰ میلیون، "مفت" به نظر می‌رسد! به این کار تکنیک پا لای در یا ایجاد تعهد ذهنی هم می‌گویند که جزئیات روانشناسی آن در مقاله تکنیک "پا لای در" در مذاکره چیست؟ بررسی شده است.


۳. کلمات ممنوعه را حذف کنید

کلمات بار روانی دارند. وقتی می‌گویید "قیمت" یا "هزینه"، ذهن مشتری یاد "از دست دادن پول" می‌افتد. واژگان خود را تغییر دهید تا حس برنده بودن به مشتری بدهید:

کلمه ممنوعه ❌ کلمه جایگزین ✅ دلیل روانشناسی
قیمت / هزینه سرمایه‌گذاری هزینه یعنی پول رفت؛ سرمایه‌گذاری یعنی پول برمی‌گردد.
قرارداد تفاهم‌نامه / فرم همکاری قرارداد بار حقوقی و ترسناک دارد.
خریدن داشتن / شروع کردن "خریدن" درد دارد، "داشتن" لذت دارد.
ارزان اقتصادی / به‌صرفه ارزان یعنی بی‌کیفیت؛ اقتصادی یعنی هوشمندانه.

استفاده از این کلمات، بخشی از مهارت کلمات جادویی در رزومه‌نویسی و فروش است که کلاس کاری شما را بالا می‌برد.


۴. با اقتدار بگویید و "خفه شوید"! (سکوت طلایی)

بسیاری از فروشندگان بعد از اعلام قیمت، می‌ترسند! آن‌ها قیمت را می‌گویند و بلافاصله شروع به توجیه می‌کنند: «قیمتش ۲۰ تومنه... البته میدونم الان بازار خرابه و شاید زیاد باشه ولی خب ما تخفیف هم میدیم...»

این یعنی خودکشی! وقتی بعد از قیمت تندتند حرف می‌زنید، سیگنال می‌دهید که: "من خودم هم قبول ندارم اینقدر می‌ارزد". این ترس ریشه در مسائل عمیق‌تری دارد که ما در مقاله تخصصی [ترس از درخواست پول؛ ریشه یابی و راهکارها] به طور کامل جراحی کرده‌ایم. اگر موقع قیمت دادن صدایتان می‌لرزد، حتماً آن مقاله را بخوانید.

تکنیک درست: قیمت را بگویید، لبخند بزنید و سکوت کنید. حتی اگر ۱۰ ثانیه طول کشید. اولین کسی که سکوت را بشکند، بازنده است. این سکوت نشان‌دهنده اعتماد به نفس شماست (چیزی که در چگونه به یک فروشنده ستاره تبدیل شویم به عنوان ویژگی شماره یک فروشندگان برتر معرفی کردیم).


۵. تفکیک قیمت به قطعات کوچک (Reduction to the Ridiculous)

اگر محصول گرانی می‌فروشید (مثلاً بیمه عمر سالی ۱۲ میلیون تومان)، گفتن عدد کل مشتری را می‌ترساند. آن را خرد کنید:

  • «شما با پرداخت سالی ۱۲ میلیون...» (سنگین است).
  • «شما فقط با روزی ۳۰ هزار تومان (پول یک چیپس)، آینده فرزندتان را تضمین می‌کنید.» (بسیار سبک است).

ذهن مشتری نمی‌تواند با "روزی ۳۰ هزار تومان" مخالفت کند. این تکنیک برای فروش محصولات اشتراکی، بیمه و خدمات آموزشی معجزه می‌کند.


مدیریت اعتراض: "گرونه!"

حالا اگر تمام این کارها را کردید و مشتری باز هم گفت "گرونه"، چه کنیم؟ اولاً نترسید. "گرونه" معمولاً یعنی "هنوز قانع نشدم". به جای اینکه سریع تخفیف بدهید، از مشتری بپرسید: «حق دارید، در نگاه اول شاید زیاد به نظر برسد. اما سوال من این است: گران نسبت به چی؟ آیا نسبت به بودجه‌ای که در نظر داشتید، یا نسبت به کیفیتی که انتظار دارید؟»

این سوال، توپ را در زمین مشتری می‌اندازد و مکالمه را از "جنگ قیمت" به "بررسی ارزش" تغییر می‌دهد. این دقیقاً همان روشی است که در مقاله چگونه نقاط ضعف فروش خود را به فرصت تبدیل کنیم توضیح دادیم: تبدیل اعتراض به فرصت فروش.


نتیجه‌گیری: قیمت، ویترین اعتماد به نفس شماست

دوست عزیز، مشتریان قیمت را نمی‌خرند؛ آن‌ها ارزش و اطمینان شما را می‌خرند. اگر شما با ترس و لرز قیمت بدهید، طلا را هم مفت بدهید، مشتری شک می‌کند. اما اگر با تکنیک و اقتدار قیمت بدهید، مشتری با رضایت قلبی گران‌ترین محصول را می‌خرد.

مشکل اصلی اکثر فروشندگان، تکنیک نیست؛ باورهای ذهنی و ترس‌های درونی آن‌هاست. شما تا زمانی که ریشه ترس از "پول گرفتن" را در ذهن خودتان خشک نکنید، هیچ تکنیکی روی زبان شما نمی‌نشیند. شما نیاز دارید که "ترموستات مالی" خودتان را تنظیم کنید.

ما در یک مقاله تخصصی و بسیار مهم، دقیقاً به این موضوع پرداخته‌ایم که چرا شما از اعلام قیمت می‌ترسید و چطور باید این سد ذهنی را بشکنید. پیشنهاد می‌کنم قبل از تماس بعدی با مشتری، حتماً این مقاله را بخوانید:

💡 ریشه‌یابی ترس‌های فروش:

مطالعه مقاله تخصصی: [ترس از درخواست پول؛ ریشه یابی و راهکارها]


❓ سوالات متداول (FAQ)

۱. آیا باید قیمت را در سایت یا اینستاگرام بنویسیم یا دایرکت بگوییم؟ برای محصولات ارزان و عمومی، حتماً قیمت را بنویسید (نوشتن قیمت اعتماد می‌آورد). اما برای محصولات لوکس یا خدمات پیچیده (مثل طراحی سایت) که نیاز به توضیح ارزش دارد، بهتر است مشتری را به مشاوره دعوت کنید و آنجا با تکنیک ساندویچ قیمت دهید.

۲. اگر مشتری گفت "فلانی ارزون‌تر میده" چی بگیم؟ هرگز رقیب را تخریب نکنید. بگویید: "بله، قطعاً گزینه‌های ارزان‌تر هست. اما دلیل اینکه قیمت ما بالاتر است، [اشاره به مزیت رقابتی خاص]. انتخاب با شماست که کیفیت تضمینی می‌خواهید یا قیمت پایین."

۳. کی وقت تخفیف دادن است؟ تخفیف باید آخرین سنگر باشد و حتماً باید در ازای چیزی باشد (مثلاً خرید نقدی یا خرید تعداد بالا). تخفیف بی‌دلیل، ارزش محصول شما را در ذهن مشتری نابود می‌کند. اگر مشتری اصرار کرد، پیشنهاد می‌کنم ۱۰ دلیل اصلی که چرا مشتریان خرید نمی‌کنند را بخوانید تا بفهمید پشت پرده ذهن او چیست.

اشتراک‌گذاری این مقاله:

آخرین مقالات

پاسخ به مشتری که میگه باید فکر کنم

پاسخ به مشتری که میگه باید فکر کنم

مطالعه
تکنیک "ساندویچ قیمت"

تکنیک "ساندویچ قیمت"

مطالعه
مدیریت اعتراضات مشتری

مدیریت اعتراضات مشتری

مطالعه
قدرت نوشتن اهداف

قدرت نوشتن اهداف

مطالعه
لیست سیاه کلمات در مذاکره

لیست سیاه کلمات در مذاکره

مطالعه

دیدگاه و نظرات (0)

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!