سیاستهای رفتاری با همکار زیرآبزن
همکارتان جلوی رویتان لبخند میزند اما پشت سرتان گزارش رد میکند؟
سیاستهای رفتاری با همکار زیرآبزن (راهنمای جامع دفاع شخصی در اداره)
مقدمه: وقتی محل کار تبدیل به میدان مین میشود
شما با هزار امید و انگیزه وارد شرکت میشوید. سخت کار میکنید، ایدههای عالی میدهید و با همه مهربان هستید. اما ناگهان متوجه میشوید جوِ اداره علیه شماست.
- در جلسات، کسی حرف شما را جدی نمیگیرد.
- پروژهای که شما انجام دادید، به نام همکارتان تمام میشود.
- شایعات عجیبی درباره زندگی شخصیتان به گوش مدیر رسیده است.
تبریک میگویم! شما وارد بازی کثیف «زیرآبزنی» شدهاید. در فرهنگ سازمانیِ متاسفانه بیمارِ بسیاری از شرکتها، پیشرفت کردن فقط به «تخصص» نیست؛ به «سیاست» هم هست. اگر شما بهترین متخصص دنیا باشید اما بلد نباشید از خودتان در برابر خنجرهای پشت پرده دفاع کنید، خیلی زود حذف میشوید.
احسان جعفری، متخصص رهبری و بیزنس کوچ، هشدار جدی میدهد:
«مظلومنمایی و سکوت در برابر همکار زیرآبزن، نشانه نجابت نیست؛ نشانه "ضعف" است. این افراد مثل کوسه هستند؛ اگر بوی خون (ترس) را حس کنند، بیشتر حمله میکنند. شما برای بقا نیاز به پرخاشگری ندارید، نیاز به "هوش سیاسی" دارید.»
در این مقاله جامع، ما نقاب از چهره همکاران سمی برمیداریم و ۱۰ تکنیک ضدحمله را یاد میگیریم که شما را روئینتن میکند.
بخش اول: شناسایی دشمن (آنها چه شکلی هستند؟)
قبل از دفاع، باید دشمن را بشناسید. زیرآبزنها معمولاً در یکی از ۳ لباس زیر ظاهر میشوند:
۱. دزدان ایده (The Idea Thief)
اینها در جلسات طوفان فکری ساکت هستند، اما به محض اینکه شما ایدهای میدهید، با تغییر چند کلمه آن را با صدای بلندتر تکرار میکنند و به نام خودشان ثبت میکنند.
۲. جاسوسهای دوستنما (The Friendly Spy)
خطرناکترین نوع! آنها اول با شما طرح دوستی میریزند، با شما ناهار میخورند و درددل میکنند تا نقاط ضعف و اسرار شما را بفهمند. سپس دقیقاً از همین اطلاعات علیه شما استفاده میکنند.
- مثال: به او میگویید «دنبال وام هستم»، فردا به مدیر میگوید «فلانی پول لازم است، شاید بخواهد دزدی کند یا رشوه بگیرد!»
۳. شایعهسازان (The Gossipmonger)
کار آنها تخریب اعتبار (Reputation) شماست. آنها با جملاتی مثل «شنیدی فلانی دیشب کجا بوده؟» شخصیت شما را ترور میکنند.
بخش دوم: ۵ استراتژی دفاعی (سپر آهنین)
حالا که آنها را شناختید، چطور رفتار کنید؟ دعوا کنیم؟ قهر کنیم؟ یا استعفا بدهیم؟ هیچکدام!
۱. تکنیک «سندسازی» (مکتوب کردن همه چیز)
زیرآبزنها عاشق «حرفهای شفاهی» و راهروهای خلوت هستند. چون میتوانند راحت دروغ بگویند.
- پادزهر: «ردپای کاغذی» (Paper Trail) به جا بگذارید.
- روش اجرا:
- اگر همکارتان دستوری داد، بگویید: «لطفاً ایمیل کن تا جزئیات یادم نرود.»
- اگر شفاهی حرف زد، بلافاصله بعد از مکالمه یک پیام در واتساپ یا ایمیل بفرستید: «جناب فلانی، طبق صحبت ۱۰ دقیقه پیش، قرار شد من فایل X را فردا بفرستم و شما هم بخش Y را انجام دهید. درسته؟»
- نتیجه: وقتی او بداند شما سند دارید، جرات نمیکند پیش مدیر بگوید «فلانی کارش را انجام نداد».
۲. تکنیک «سنگ خاکستری» (Grey Rock Method)
هدف همکار سمی، به هم ریختن اعصاب شماست. او میخواهد شما را عصبانی کند تا جیغ بزنید، گریه کنید یا فحش بدهید. آنوقت او برنده است چون شما را «دیوانه» و «بیتعادل» جلوه میدهد.
- پادزهر: مثل یک سنگ خاکستری باشید؛ کسلکننده، بیاحساس و نفوذناپذیر.
- روش اجرا:
- وقتی نیش و کنایه میزند، فقط نگاهش کنید و بگویید: «اوهوم.» و به کارتان ادامه دهید.
- هیچ اطلاعات شخصی (عکس خانوادگی، مشکلات مالی، بیماری) به او ندهید.
۳. یارکشی مثبت (شبکهسازی)
زیرآبزن سعی میکند شما را در شرکت «ایزوله» و تنها کند.
- پادزهر: با بقیه همکاران و مدیران میانی رابطه عالی بسازید.
- منطق: اگر ۱۰ نفر در شرکت شما را به عنوان فردی خوشرو، کمکرسان و حرفهای بشناسند، وقتی آن یک نفر پشت سرتان بدگویی کند، کسی حرفش را باور نمیکند.
- نکته: برای اینکه محبوب دلها شوید، باید روی زبان بدن و کاریزما کار کنید. (تکنیکهای جذابیت در محیط کار را در مقاله ۵ ترفند زبان بدن که شما را جذابتر نشان میدهد بخوانید).
۴. مواجهه مستقیم اما مؤدبانه (خلع سلاح)
گاهی لازم است به او بفهمانید که «من میدانم داری چه کار میکنی».
- دیالوگ طلایی: او را به یک اتاق خلوت دعوت کنید و با خونسردی کامل (بدون لرزش صدا) بگویید:
«آقای/خانم X، من شنیدم که شما نکاتی رو درباره پروژه من به مدیریت گفتید. ممنون میشم از این به بعد اگر نقدی دارید، اول به خودم بگید تا با هم حلش کنیم. من و شما هر دو هدفمون رشد شرکته، نه تخریب همدیگه.»
- اثر: زیرآبزنها معمولاً بزدل هستند. وقتی با چهرهای قاطع و با اعتماد به نفس روبرو شوند، عقبنشینی میکنند. (برای یادگیری این لحن مقتدرانه، مقاله تکنیکهای افزایش اعتماد به نفس در فروش و مذاکره را مرور کنید).
۵. تمرکز روی خروجی (Scoreboard)
در نهایت، مدیران (حتی بدقلقترینها) به «پول» و «خروجی» اهمیت میدهند.
- پادزهر: بهترین انتقام، موفقیت عظیم است.
- انرژیتان را به جای جنگهای خاله زنکی، روی ارائه گزارشهای بینقص و رسیدن به تارگتها بگذارید. وقتی شما ستاره فروش یا تولید باشید، جایگاهتان ضدضربه میشود.
بخش سوم: اشتباهات مرگبار (هرگز این کارها را نکنید!)
انجام دادن کارهای زیر، دقیقاً همان چیزی است که دشمن شما میخواهد:
- غیبت کردن متقابل: اگر شما هم پشت سر او حرف بزنید، تبدیل به یکی مثل او میشوید و اعتبار خودتان را پیش بقیه خراب میکنید.
- ایمیلهای آتشین: هرگز وقتی عصبانی هستید، ایمیل یا پیام تند نفرستید. این پیامها مدرکی علیه خودِ شما میشوند.
- قهر کردن: قهر کردن رفتار بچگانه است. در محیط کار باید «حرفهای» باشید، حتی با دشمنتان.
کی باید فرار کرد؟ (تشخیص خط قرمز)
گاهی اوقات، عفونت به قدری گسترده شده که دیگر قابل درمان نیست. اگر:
- مدیرتان با فرد زیرآبزن همدست شد یا از او حمایت کورکورانه کرد.
- سلامت جسمی و روانی شما (تپش قلب، ریزش مو، بیخوابی) به خطر افتاد.
- شما تبدیل به آدمی پرخاشگر و عصبی در خانه شدهاید.
اینجا دیگر بحث «سیاست» نیست؛ بحث «نجات جان» است. شما در یک محیط کار سمی گیر افتادهاید و باید استراتژی خروج بچینید. (برای اطمینان، نشانههای قطعی را در مقاله نشانههای محیط کار سمی و استراتژی خروج چک کنید).
کلام آخر: پوست کلفت باشید، اما قلبتان را سیاه نکنید
کار کردن با همکاران بدجنس سخت است، اما یک «کلاس درس» بزرگ است. شما در این شرایط یاد میگیرید که چطور احساساتتان را کنترل کنید، چطور با افراد دشوار مذاکره کنید و چطور از حقتان دفاع کنید.
این مهارتها فقط در کار به درد نمیخورند؛ در تمام زندگی کاربرد دارند.
اما یادتان باشد، دانستنِ تکنیک کافی نیست. شما باید بتوانید در لحظهای که خونتان به جوش آمده، خونسرد باشید. این نیاز به تمرین هوش هیجانی (EQ) دارد.
در دوره جامع نقشه گنج، ماژول ویژهای به نام «رهبری، تیمسازی و مدیریت تعارض» وجود دارد. در این بخش، ما سناریوهای واقعی دعواهای اداری را شبیهسازی میکنیم و به شما یاد میدهیم چطور با چند جمله کلیدی، ورق را برگردانید و حتی دشمنانتان را وادار به احترام کنید.
آیا میخواهید قربانی بازیهای اداری باشید یا استادِ بازی؟
👉 [مشاهده سرفصلهای دوره نقشه گنج (بخش مهارتهای نرم و مدیریت تعارض)]