ehsanjafary.com

تفاوت‌های ذهنی افراد میلیاردر و فقیر

آیا می‌دانید تفاوت اصلی ثروتمندان و فقرا در جیبشان نیست، بلکه در ذهنشان است؟

توسط احسان جعفری | 8 دی 1404 | ذهنیت ثروت‌ساز | زمان مطالعه : 1
تفاوت‌های ذهنی افراد میلیاردر و فقیر

تفاوت‌های ذهنی افراد میلیاردر و فقیر (شما کدامید؟)

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا برخی افراد با وجود کار سخت و شبانه‌روزی، همیشه درگیر مشکلات مالی هستند، اما عده‌ای دیگر با تلاشی هوشمندانه، ثروت‌های عظیم خلق می‌کنند؟ آیا فکر می‌کنید شانس، ارث پدری، ژنتیک یا پارتی دلیل اصلی این شکاف عمیق طبقاتی است؟

اگر پاسخ شما "بله" است، باید بگویم که سخت در اشتباهید. پاسخ کوتاه به این معمای بزرگ این است: تفاوت در سخت‌افزار (جسم و شرایط) نیست، تفاوت در نرم‌افزار (ذهن و باورها) است.

رابرت کیوساکی، نویسنده کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول، جمله معروفی دارد که می‌گوید: "ورشکستگی یک وضعیت موقت است، اما فقر یک وضعیت ذهنی است." این جمله یعنی اگر تمام ثروت دنیا را به طور مساوی بین مردم تقسیم کنید، احتمالا بعد از چند سال، دوباره پول‌ها به جیب همان افراد ثروتمند قبلی باز می‌گردد و فقرا دوباره فقیر می‌شوند. چرا؟ چون "ظرف ذهنی" افراد فقیر کوچک است.

در این مقاله جامع از سایت احسان جعفری، قرار است به عمق روانشناسی ثروت نفوذ کنیم و ۷ تفاوت بنیادین در طرز تفکر این دو گروه را با مثال‌های عملی و راهکارهای تغییر بررسی کنیم. بیایید صادقانه ببینیم شما در کدام کفه ترازو قرار دارید؟


۱. فقرا فکر می‌کنند "زندگی برایشان اتفاق می‌افتد"؛ ثروتمندان "زندگی را می‌سازند"

اولین و مهم‌ترین تفاوت، حس کنترل بر سرنوشت است (Locus of Control).

ذهنیت فقیر: نقش قربانی

افراد با ذهنیت فقیر، خود را مسافر اتوبوسی می‌دانند که راننده‌اش کس دیگری است. آن‌ها دائماً در حال توجیه کردن، شکایت کردن و سرزنش کردن هستند.

  • "اقتصاد خراب است."
  • "دولت از ما حمایت نمی‌کند."
  • "رئیسم قدرم را نمی‌داند."
  • "پدرم سرمایه اولیه به من نداد."
  • "همسرم مانع پیشرفت من است."

وقتی شما نقش قربانی را بازی می‌کنید، در واقع دارید می‌گویید: "من هیچ قدرتی ندارم و عوامل بیرونی باید تغییر کنند تا من خوشبخت شوم." این یعنی تسلیم محض.

ذهنیت ثروتمند: فرمانده زندگی

در مقابل، افراد ثروتمند باور دارند که خودشان خالق زندگی‌شان هستند. آن‌ها می‌دانند که شاید نتوانند جهت باد را تغییر دهند، اما می‌توانند بادبان‌هایشان را تنظیم کنند. اگر ورشکست شوند، به جای لعنت فرستادن به بازار، می‌گویند: "من چه اشتباهی در مدیریت ریسک کردم؟" یا "من چطور باید خودم را با شرایط جدید وفق دهم؟"

تمرین تغییر ذهنیت: برای یک هفته، "شکایت کردن" را ممنوع کنید. هر بار که خواستید غر بزنید، مکث کنید و از خود بپرسید: "من چه کاری می‌توانم برای بهبود این وضعیت انجام دهم؟


۲. فقرا روی "موانع" تمرکز می‌کنند؛ ثروتمندان روی "فرصت‌ها"

ذهن ما مثل یک فیلتر عمل می‌کند. سیستم فعال‌کننده مشبک (RAS) در مغز، تصمیم می‌گیرد که شما چه چیزی را ببینید.

دیدگاه فقیر: تمرکز بر ترس

وقتی یک ایده جدید یا شرایط اقتصادی خاص پیش می‌آید، ذهنیت فقیر سریعاً رادار خود را روی "خطرات" تنظیم می‌کند:

  • "اگر نشد چه؟"
  • "اگر سرمایه‌ام را از دست دادم چه؟"
  • "الان وقتش نیست، بازار خراب است." ترس از شکست باعث فلج شدن تصمیم‌گیری می‌شود. آن‌ها انقدر روی چاله تمرکز می‌کنند که در نهایت داخل آن می‌افتند.

دیدگاه ثروتمند: تمرکز بر پاداش

افراد میلیاردر هم ترس دارند، اما تمرکزشان روی "فرصت" است.

  • وقتی کرونا آمد، خیلی‌ها ورشکست شدند (تمرکز بر مانع)، اما خیلی‌ها سرویس‌های آنلاین راه انداختند و میلیاردر شدند (تمرکز بر فرصت).
  • ثروتمندان می‌پرسند: "در این مشکل، چه نیازی پنهان شده که من می‌توانم آن را برطرف کنم و پول در بیاورم؟"

نکته کلیدی: هر جا مشکلی هست، فرصتی برای پول درآوردن هم هست. پول، پاداش حل کردن مشکلات است.


۳. فقرا با "ساعت کاری" پول در می‌آورند؛ ثروتمندان با "نتیجه کار"

این یکی از کلیدی‌ترین تفاوت‌هاست که سقف درآمدی شما را تعیین می‌کند.

تله‌ی فروش زمان

اکثر افراد جامعه (کارمندان و کارگران) زمان خود را می‌فروشند. مشکل اینجاست که زمان محدود است. شما فقط ۲۴ ساعت در روز دارید. حتی اگر ساعتی ۱۰۰ دلار هم بگیرید، باز هم درآمدتان سقف دارد. ذهنیت فقیر امنیتِ حقوق ثابت ماهانه را به آزادیِ درآمدهای نامحدود ترجیح می‌دهد. آن‌ها می‌ترسند که اگر بر اساس نتیجه پول بگیرند، شاید ماهی باشد که پولی در نیاورند.

اهرم‌سازی (Leverage)

ثروتمندان هرگز سقف درآمدی خود را به زمان گره نمی‌زنند. آن‌ها بر اساس نتیجه و ارزش افزوده پول می‌گیرند.

  • آن‌ها سیستم‌سازی می‌کنند.
  • آن‌ها دیگران را استخدام می‌کنند.
  • آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. وقتی شما خواب هستید، سیستم شما، کارمندان شما و پول شما باید برایتان کار کنند. اگر برای پول درآوردن مجبورید فیزیکی حضور داشته باشید، شما هرگز ثروتمند نخواهید شد.

۴. فقرا از آدم‌های موفق بیزارند؛ ثروتمندان آن‌ها را تحسین می‌کنند

بیایید یک تست سریع انجام دهیم. وقتی یک ماشین پورشه در خیابان می‌بینید که جوانی پشت آن نشسته، اولین حسی که به سراغتان می‌آید چیست؟

  1. "حتماً دزد است یا آقازاده!"
  2. "دمش گرم! چه ماشین زیبایی. من هم باید یاد بگیرم چطور یکی بخرم."

ریشه روانشناسی تنفر از ثروت

بسیاری از افراد فقیر، ناخودآگاه از ثروتمندان متنفرند. آن‌ها فکر می‌کنند ثروتمندان حق آن‌ها را خورده‌اند. این یک مکانیسم دفاعی است تا فقر خودشان را توجیه کنند. اما قانون جذب می‌گوید: "شما نمی‌توانید چیزی شوید که از آن متنفر هستید." اگر فکر می‌کنید پولدارها بد هستند، ذهن ناخودآگاه شما هرگز اجازه نمی‌دهد پولدار شوید، چون نمی‌خواهد شما "آدم بدی" شوید!

الگوسازی

ثروتمندان، افراد موفق دیگر را تحسین می‌کنند. آن‌ها به دنبال الگوبرداری هستند. آن‌ها با خود می‌گویند: "اگر او توانسته، پس من هم می‌توانم." من در صفحه درباره ما داستان زندگی خودم و چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو بودم را صادقانه نوشته‌ام. بخوانید تا ببینید که موفقیت، نتیجه کینه‌توزی نیست، بلکه نتیجه یادگیری و تغییر نگرش است.


۵. فقرا "کوچک" فکر می‌کنند؛ ثروتمندان "بزرگ"

دونالد ترامپ جمله‌ای دارد که می‌گوید: "اگر قرار است فکر کنید، چرا بزرگ فکر نکنید؟"

قانون درآمد

درآمد شما نسبت مستقیمی دارد با:

  1. تعداد افرادی که به آن‌ها خدمت می‌کنید.
  2. کیفیت مشکلی که از آن‌ها حل می‌کنید.

ذهنیت فقیر به فکر راه‌اندازی یک مغازه کوچک در محله است تا فقط خرج یومیه‌اش در بیاید. (خدمت به ۱۰۰ نفر). ذهنیت ثروتمند به فکر راه‌اندازی زنجیره‌ای از فروشگاه‌ها یا یک کسب‌وکاز آنلاین است که به کل کشور خدمات دهد. (خدمت به ۱۰ میلیون نفر).

وقتی کوچک بازی می‌کنید، هم درآمدتان کوچک می‌ماند و هم احساس رضایت کمتری دارید. ترس از شکست و احساس عدم لیاقت باعث می‌شود اکثر مردم کوچک بمانند. اما جهان به افرادی نیاز دارد که جرأت دارند رویاهای بزرگ داشته باشند.


۶. فقرا فکر می‌کنند "همه چیز را می‌دانند"؛ ثروتمندان "همیشه یاد می‌گیرند"

سه کلمه خطرناک در زبان فارسی وجود دارد که مانع رشد شماست: "من خودم می‌دانم."

توهم دانایی

افراد فقیر معمولاً ادعا می‌کنند که همه چیز را بلدند. اگر از آن‌ها بپرسید چرا پولدار نیستید، ساعت‌ها درباره سیاست، اقتصاد و توطئه‌های جهانی برایتان سخنرانی می‌کنند، اما حاضر نیستند یک کتاب درباره فروش یا مدیریت مالی بخوانند.

یادگیری مادام‌العمر

ثروتمندان "شاگردان همیشگی" هستند. وارن بافت، یکی از ثروتمندترین مردان جهان، روزانه ۵ ساعت مطالعه می‌کند. آن‌ها نمی‌گویند "هزینه این دوره آموزشی گران است"، بلکه می‌گویند "هزینه ندانستن این مطلب چقدر برایم تمام می‌شود؟" اگر می‌خواهید درآمدتان رشد کند، باید خودتان رشد کنید. هیچ راه میانبری وجود ندارد.

نکته: اگر در کسب‌وکارتان گره‌ای افتاده و احساس می‌کنید نیاز به نگاهی تازه دارید، می‌توانید از طریق صفحه مشاوره اختصاصی با من در ارتباط باشید تا مسیر را برایتان شفاف کنم.


۷. فقرا روی "پول درآوردن" تمرکز دارند؛ ثروتمندان روی "حفظ و رشد پول" (Net Worth)

خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر حقوقشان دو برابر شود، ثروتمند می‌شوند. اما آمار نشان می‌دهد که اکثر برندگان لاتاری بعد از چند سال ورشکست می‌شوند. چرا؟ چون ظرفیت نگهداری پول را ندارند.

قانون پارکینسون

این قانون می‌گوید: "هزینه‌ها همیشه تا سقف درآمد بالا می‌روند." فرد با ذهنیت فقیر، وقتی درآمدش بیشتر می‌شود، خرجش هم بیشتر می‌شود. ماشین بهتر، خانه بزرگتر، لباس گرانتر. در نهایت، چیزی ته جیبش نمی‌ماند. آن‌ها فقط روی "درآمد شغلی" تمرکز دارند.

دارایی خالص

ثروتمندان روی "دارایی خالص" (Net Worth) تمرکز دارند. یعنی: دارایی‌ها (چیزهایی که پول به جیب می‌آورند) منهای بدهی‌ها. آن‌ها پولشان را صرف خرید کالاهای مصرفی نمی‌کنند؛ بلکه پول را تبدیل به ملک، سهام، طلا یا کسب‌وکاز می‌کنند. آن‌ها پول را برده‌ی خود می‌کنند تا برایشان کار کند.


نتیجه‌گیری: چگونه ذهنیت خود را تغییر دهیم؟

دوست من، تغییر ذهنیت مثل تعویض سیستم عامل کامپیوتر است؛ یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد و ممکن است دردناک باشد. اما خبر خوب این است که مغز ما خاصیت "نوروپلاستیسیته" دارد، یعنی قابل تغییر است.

شما با افکار فعلی‌تان، به جایگاه فعلی‌تان رسیده‌اید. اگر می‌خواهید به جایگاه بالاتری برسید، باید افکارتان را عوض کنید.

  1. ورودی‌های ذهنتان (کتاب، فیلم، دوستان) را کنترل کنید.
  2. باورهای محدودکننده خود را شناسایی کنید.
  3. اقدام کنید، حتی اگر می‌ترسید.

ما در دوره جامع نقشه گنج، دقیقاً روی همین موضوع تمرکز کرده‌ایم. یک فصل کامل از این دوره به "بازنویسی کدهای ذهنی ثروت" اختصاص دارد. در این دوره یاد می‌گیرید چطور ترمستات مالی خود را روی درجات بالاتر تنظیم کنید و سقف‌های درآمدی را بشکنید.

اشتراک‌گذاری این مقاله:

آخرین مقالات

پاسخ به مشتری که میگه باید فکر کنم

پاسخ به مشتری که میگه باید فکر کنم

مطالعه
تکنیک "ساندویچ قیمت"

تکنیک "ساندویچ قیمت"

مطالعه
مدیریت اعتراضات مشتری

مدیریت اعتراضات مشتری

مطالعه
قدرت نوشتن اهداف

قدرت نوشتن اهداف

مطالعه
لیست سیاه کلمات در مذاکره

لیست سیاه کلمات در مذاکره

مطالعه

دیدگاه و نظرات (0)

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!